خلاصه نظریات افلاطون – آموزش فلسفه افلاطونی : یکی از شناخته شده ترین و معروف ترین نام ها در دنیای فلسفه ، افلاطون بوده است. با وجود مخالفان و موافقان زیاد ، نمیتوان از تاثیر او بر دنیای فلسفه چشم پوشی کرد. در این مقاله قصد داریم تا جای ممکن ، نظریات فلسفی او را برای شما خلاصه کنیم ، شاید بتوانیم لحظات خوش و سرشار از دانشی برای شما مهیا کنیم. تا جای ممکن تلاش شد از اصطلاحات سخت طفره برویم. در نظر داشته باشید که در این مقاله قصد حمایت یا تخریب هیچ نظریه ای را نداریم و به صورت بی طرفانه قصد داریم این فلسفه را معرفی کنیم.

 

ممکن است به مقالات زیر در ایرابرود علاقه داشته باشید :

 

خلاصه نظریات افلاطون آموزش فسلفه افلاطون به زبان ساده

1- خلاصه نظریات افلاطون : نظریه ایده ها و هستی شناسی افلاطون

دوگانگی هستی شناختی

نظریه ایده‌ها پایه‌ی فلسفه افلاطون است: ایده‌ها نه تنها از نظر هستی‌شناختی ابژه‌های واقعی هستند، بلکه از نظر معرفت‌شناختی، ابژه‌های اصیل معرفت هستند. از منظر اخلاق و  سیاست ، زیربنای رفتار صحیح هستند و از نظر انسان شناسی  ، پایه دوگانه انگاری افلاطون هستند و حتی به او اجازه می دهند جاودانگی روح را نشان دهد.
افلاطون از ثنویت هستی شناختی به روشنی دفاع می کند که در آن دو نوع واقعیت یا جهان وجود دارد: جهان محسوس و جهان معقول یا به قول خود وی جهان ایده ها. جهان معقول ، دنیای واقعیات فردی است، و به همین ترتیب، متکثر و دائماً در حال تغییر است، جهان تولید و نابودی است. قلمرو چیزهای معقول، مادی، زمانی و فضایی است. برعکس، جهان معقول، دنیای واقعیت‌های جهانی، ابدی و نامرئی است که ایده‌ها (یا « شکل‌ها » نامیده می‌شوند.«) که تغییر ناپذیرند و تغییر نمی کنند زیرا مادی، زمانی و مکانی نیستند. ایده ها را می توان فهمید و شناخت. آنها واقعیت اصیل هستند. ایده ها یا فرم ها فقط مفاهیم یا رویدادهای روانی ذهن ما نیستند. آنها به عنوان موجودات عینی و مستقل خارج از وجدان ما وجود دارند. آنها همچنین منشأ امور معقول هستند، اما به نظر افلاطون اگرچه موجودات اصیل هستند، برخلاف نظر فیلسوف معروف ، پارمنیدس الئا، واقعیت امور محسوس به خودی خود کامل نیستند; جهان معقول، اگرچه از نظر هستی‌شناختی پست‌تر است، اما دارای نوعی هستی است که ناشی از مشارکت یا تقلید آن از جهان صور است. وظیفه دمیورژ این است که شکل فرم ها را به آن ماده معقول بی شکلی که همیشه وجود داشته و آن را به ایده ها شبیه کند، می دهد.
خلاصه نظریات افلاطون آموزش فسلفه افلاطون به زبان ساده
ایده ها به صورت سلسله مراتبی مرتب شده اند. انواع مختلفی وجود دارد و همه آنها ارزش یکسانی ندارند. انسجام استدلال‌هایی که افلاطون برای دفاع از وجود ایده‌ها به کار می‌برد، او را به این ادعا واداشت که از همه آن کلمات کلی ایده‌هایی وجود دارد که می‌توانیم نمونه‌ای از آن‌ها را در عالم معقول بیابیم. مانند «عدالت»، «حق» یا «انسان»، و همچنین اصطلاحاتی مانند «میز»، «مو». علیرغم آن، جمعیت ایده‌هایی که افلاطون فرض می‌کند به اندازه کافی توسط ملاحظات ارزشی محدود است. انواع ایده هایی که در جهان معقول گنجانده شده اند: افلاطون با بررسی ایده های جهان معقول و عقاید اخلاقی (عدالت، فضیلت و غیره)؛ ایده های زیبایی شناختی (به ویژه ایده زیبایی)، ایده های کثرت، وحدت، هویت، تفاوت، هستی، نبودن، ایده های ریاضی و سایر ایده ها (ایده انسان و غیره) ، ایده حق را در بالاترین جایگاه آن جهان معقول قرار می دهد. گاهی آن را با ایده زیبایی و حتی با ایده خدا یکی می داند. ایده درستی منشأ وجود هر چیزی است زیرا رفتار انسان به آن وابسته است و همه چیز به آن گرایش دارد ( هدف ذاتی در طبیعت).

استدلال های افلاطون به نفع نظریه ایده ها

در اصل، این نظریه از وجود موجودات مستقل، جهانی، تغییرناپذیر و مطلقی که با عالم محسوس متفاوت هستند، دفاع می کند.
الف) نقد معرفت معقول در گفتگوی «تئاتتوس»: افلاطون نشان می‌دهد که شواهدی از معرفت معقول برنمی‌خیزد. این نوع معرفت به نسبی گرایی می انجامد که در اصل  پوچ است (منتقد فلسفه سوفسطایی) . علاوه بر این، ما دانشی داریم که مبتنی بر حواس نیست. در نتیجه علم (دانش به طور دقیق صحبت کردن) مبتنی بر حس به عنوان معیار صدق امکان پذیر نیست، زیرا ما نمی توانیم علم چیزهای متغیر (عالم معقول) را داشته باشیم که فقط به حواس ما ظاهر شود. علم باید مبتنی بر عقل باشد که ماهیت یا جوهر چیزها را مطالعه می کند («ایده ها»).
ب) استفاده از زبان و مشکل ارجاع اصطلاحات جهانی. اصطلاحات زبانی مانند اسم («جدول»)، صفت («خوب») و اسم انتزاعی («زیبایی») که نمونه‌های فراوانی از آن‌ها را می‌توان نشان داد، باعث تفکر در مورد وجود موجوداتی متفاوت از موجودات فردی و معقول می‌شود. اشیایی که نام‌ها (مانند «سقراط» یا «ناپلئون») به آنها اشاره دارد، افراد هستند. اما در مورد اشیایی که اصطلاحات دیگر (اسم، صفت انتزاعی و اسم انتزاعی) به آنها اشاره دارند، مشکلات خاصی داریم. ما آنها را اصطلاحات UNIVERSAL می نامیم زیرا آنها به تعداد زیادی از اشیاء اشاره دارند. به همین دلیل افلاطون استنباط می‌کند که باید موجوداتی جهانی وجود داشته باشند که با مفاهیم کلی که افراد یا نمونه‌های فراوانی از آنها وجود دارد، مطابقت داشته باشند. «سرسبزی» با مفهوم «سبز»، «محبت» با مفهوم «مهربانی»، «زیبایی» با مفهوم «زیبا»، «راستی» با مفهوم «حقیقت» مطابقت دارد. ». موجوداتی که با مفاهیم جهانی مطابقت دارند، ایده ها یا اشکال نامیده می شوند.
ج) امکان شناخت علمی: علم به طور دقیق نمی تواند با چیزهایی که دائماً در حال تغییر هستند مقابله کند. جهان معقول پیوسته در حال تغییر است، بنابراین علم نمی تواند آن را مطالعه کند. باید دنیایی تغییر ناپذیر را مطالعه کند. فرض دوم نشان می‌دهد که قرابت آشکاری با نظریات پارمنیدس از الئا و هراکلیتوس افسوسی دارد: آنچه به حواس ما داده می‌شود، جهانی است که با تغییر مداوم، با جهش اداره می‌شود. تا آنجا که مقدمه اول است، اگر می‌خواهیم این دانش درست باشد، باید در مورد چیزهایی که می‌خواهیم در مورد آن آگاهی داشته باشیم، به چیزی دائمی فکر کنیم. آیا دانشی وجود دارد که همیشه  درست باشد و نه فقط گاهی اوقات درست باشد؟ اگر وجود دارد، پس باید فکر کنیم چیزهایی هستند که تغییر نمی کنند و دانش ما باید به آنها مراجعه کند. افلاطون باور دارد ریاضیات تغییرناپذیر است علمی که او به دنبال آن است باید جهانی باشد و دقیقاً مانند ریاضیات مبتنی بر عقل باشد. افلاطون بر این باور است که با اشاره به قلمروی از چیزهای واقعی متفاوت از ریاضیدان،دستیابی به نوعی دانش امکان پذیر است. و هر دو رشته (ریاضیات و آن دانش برتر که او آن را « دیالکتیک » می نامد ) دانش سختی خواهند بود زیرا به اشیاء تغییرناپذیر اشاره دارند. این اشیاء تغییرناپذیر «ایده‌ها» هستند.
خلاصه نظریات افلاطون آموزش فسلفه افلاطون به زبان ساده

2- خلاصه نظریات افلاطون : اسطوره غار، خلاصه ای از فلسفه افلاطون

افلاطون در کتاب هفتم «جمهوری» اسطوره معروف خود از غار را به نمایش می‌گذارد که مهمترین اسطوره‌های اصلی فلسفه او را در بر می‌گیرد. او می‌خواهد این اسطوره استعاره‌ای باشد از «طبیعت ما در مورد آموزش و عدم تعلیم آن»، یعنی استعاره ای برای نشان دادن مسائل مربوط به نظریه دانش باشد. با این حال، او به وضوح می‌داند که این اسطوره پیامدهای مهمی برای سایر حوزه‌های فلسفه دارد. مانند هستی شناسی، انسان شناسی و حتی سیاست و اخلاق. برخی از فیلسوفان حتی مفاهیم دینی را نیز عنوان کرده اند. اسطوره وضعیت ما را در مورد دانش توصیف می کند: ما مانند اسیران غاری هستیم که فقط سایه اشیاء را می بینیم و بنابراین در جهل کامل زندگی می کنیم و نگران چیزهایی هستیم که به حواس ما عرضه می شود. فقط فلسفه می تواند ما را رها کند و به ما اجازه دهد که از غار به دنیای واقعی یا دنیای ایده ها برسیم.
افلاطون از ما می خواهد تصور کنیم که در یک غار زیرزمینی زندانی هستیم. ما از دوران کودکی به زنجیر و بی حرکتی بسته شده ایم، به گونه ای که فقط می توانیم دیواره انتهایی غار را ببینیم. پشت سر ما و بلندتر آتشی است که غار را روشن می کند. بین آتش و زندانیان مسیری وجود دارد که لبه آن دیوار دیگری است. این دیوار دوم مانند پرده ای است که در یک تئاتر عروسکی استفاده می شود. عروسک هایی بر روی آن بلند می شوند تا برای عموم نمایش داده شوند. مردم در طول مسیر قدم می زنند و صحبت می کنند و مجسمه هایی را حمل می کنند که نشان دهنده اشیاء مختلف است (حیوانات، درختان، اشیاء مصنوعی …). از آنجایی که این دیوار دوم بین زندانیان و افرادی که راه می‌روند وجود دارد، ما فقط سایه‌های اشیایی را که آنها حمل می‌کنند بر روی دیوار انتهایی غار می‌بینیم.
خلاصه نظریات افلاطون آموزش فسلفه افلاطون به زبان ساده
افلاطون استدلال می کند که یک زندانی آزاد شده به آرامی سطوح مختلف واقعیت اصیل را کشف می کند: ابتدا اشیاء و نور درون غار را می دید، بعداً از آن بیرون می آمد و ابتدا سایه های اشیاء را می دید، سپس بازتاب آن اشیاء را در غار می دید. آب و در نهایت اشیاء واقعی را میدید. سرانجام او خورشید را می دید و نتیجه می گرفت که دلیل فصل ها است، بر قلمرو اشیاء مرئی حاکم است و دلیل همه چیزهایی است که زندانیان می بینند.. و با یادآوری زندگی خود در غار، به یاد چیزهایی که فکر می کرد در آنجا می دانست و رفقای اسیر خود را از آزادی خوشحال می کرد و برای آنها متاسف می شد. زندگی زندانی برای او غیر قابل تحمل به نظر می رسد. اما با وجود آن و با وجود خطرات، ناشیانه بودن و خنده ها و تمسخرهای زندانی ها، برای رهایی آنها به دنیای زیرزمینی بازمی گشت.
اینها کلیدهایی است که افلاطون برای خواندن اسطوره به ما می دهد: باید سایه های غار را با جهان معقول و نور آتش را با نیروی خورشید مقایسه کنیم. گریز به دنیای بیرون برای تعمق در موجودات واقعی ( استعاره از دنیای ایده ها ) باید با مسیری که روح ما به سوی جهان معقول طی می کند مقایسه کرد. افلاطون سخت‌ترین و آخرین شیئی را که به آن می‌رسیم، می‌گوید ایده درستی یا حق (با استعاره خورشید، آخرین شیئی که زندانی آزاد شده می‌بیند) است که دلیل همه چیزهای خوب و زیبای جهان است . همچنین دلیل نور و خورشید در عالم محسوس و مرئی و دلیل حق و فهم در عالم معقول است.واقعیتی است که برای زندگی با خرد باید ببینیم .
خلاصه نظریات افلاطون آموزش فسلفه افلاطون به زبان ساده

3- خلاصه نظریات افلاطون : تئوری عقاید و معرفت شناسی افلاطون

این نظریه جهان را به دو قلمرو واقعیت کاملاً متفاوت از نظر هستی‌شناختی تقسیم می‌کند که با دو حکمت متفاوت مطابقت دارد. انواع دانش; که از ایده های تغییر ناپذیر مراقبت می کند و در اندیشه و نظر دیالکتیکی و گفتمانی تقسیم می شود . که معرفت عالم معقول و متغیر است و از نظر اعتقاد (که به «حیوانات اطراف ما، گیاهان و کل اشیای مصنوعی» و حدسیات (که در «سایه‌ها» و چیزهای مشابه آن را اشغال می‌کند) تقسیم می‌شود.
افلاطون بین تفکر گفتمانی و دیالکتیک در چیزی که علم می نامد تمایز قائل می شود. اولی عمدتاً با ریاضیات (هندسه و حساب) شناخته می شود و علیرغم ارزش فوق العاده اش، دو نقص مهم دارد: از نمادهای معقول استفاده می کند و بر فرضیه تکیه می کند (دقت کنید؛ «فرضیه» در فلسفه افلاطون به همین معنا نیست. همانطور که برای ما: ریاضیدانان در مورد وجود اشیایی که با آنها سروکار دارند (مثلاً اعداد) تأمل نمی‌کنند و از نظر هستی‌شناختی هیچ نظریه‌ای را حل نمی‌کنند، و به همین دلیل است که این علم ناقص است. دیالکتیک دانشی برتر است، عالم عقاید، یعنی موجود تغییرناپذیر، جهانی و ابدی را مطالعه می کند و با فلسفه یکی می شود. افلاطون آن را به دو صورت تصور می کند: به عنوان روشی عقلانی که تنها از دلیل استفاده می کند، اما نه نمادهای معقول، و نه بر «فرضیه» تکیه می کند، سعی می کند بدون پیش فرض انجام دهد. فلسفه (=دیالکتیک) تامل برانگیزترین دانش، جامع ترین دانش است زیرا هیچ پرسشی را بدون بررسی باقی نمی گذارد. هدف آن کشف روابط بین ایده ها و پی بردن به شالوده نهایی همه آنها در ایده خیر است. فلسفه اصیل « راهی به سوی هستی است«: فیلسوف باید از عالم معقول به عالم عقاید و از اینها به اندیشه ای که بر دانش و هستی حاکم است، یعنی انگاره درستی یا خیر بگذرد (استعاره غار و زندانی آزاد شده را به خاطر بیاورید. تجربه حیاتی او مشابه تجربه فیلسوف است: زندانی به جهان بیرون می آید و می یابد که خورشید دلیل وجود و معقول بودن اشیا است؛ فیلسوف (دیالکتیک) از تجربه خود در جهان معقول به جهان معقول می گذرد. جهان معقول جایی که او ایده خیر را به عنوان شالوده هستی و معقول بودن ایده ها و واقعیت محسوس می یابد). اما افلاطون همچنین دیالکتیک را به عنوان یک انگیزه مشتاق درک می کند: فیلسوف از سطح معقول به معقول صعود می کند. این صعود نه تنها فکری است و نه به ایده خیر، بلکه به ایده زیبایی ختم می شود. موتور این صعود، تکانه اشتیاق و هدف این آرزو (اروس) زیبایی است.
خلاصه نظریات افلاطون آموزش فسلفه افلاطون به زبان ساده

4- خلاصه نظریات افلاطون : بعد انسان شناختی نظریه ایده ها

دوگانگی هستی‌شناختی «جهان معقول/معقول» با برداشت انسان‌شناختی افلاطون از انسان به وضوح در جسم و روح ( دوآلیسم انسان‌شناختی) تقسیم می‌شود . افلاطون انسان را ترکیبی از دو جوهر متفاوت می داند: بدن که ما را به عالم معقول پیوند می دهد و روح که ما را از این حوزه مادی دور می کند و ما را به جهانی برتر مرتبط می کند. روح انسان فناناپذیر است و سرنوشتی برتر از بدن دارد. این برتری از آنجا ناشی می شود که روح (بر خلاف بدن) در اصل یک اصل درستی و معرفتی است .و علاوه بر این، بدن با فساد و مرگ اداره می شود، در حالی که روح جاودانه است. افلاطون از چندین استدلال برای نشان دادن جاودانگی روح استفاده می کند و بر استدلالی که بر نظریه یادآوری متکی است تأکید می کند: افلاطون در گفت و گوی خود با عنوان «منو» از این تز دفاع می کند که دانستن ، یادآوری است.: ما تجربه دانش واقعی (از موجود جهانی) نداریم: وقتی می گوییم یک گزاره ریاضی درست است، به این دلیل نیست که آن را تازه یاد گرفته ایم، بلکه بیشتر به این دلیل است که روابط بین ایده هایی را که روحمان در آن می دانست به خاطر می آوریم. دنیای ایده ها قبل از تجسم در بدن ما وجود دارد. ادراک جهان معقول نمی تواند به عنوان پایه ای برای دانش دقیق عمل کند، اما از آنجایی که ما چنین دانشی داریم، باید از تجربه قبلی ناشی شود. بنابراین: دانستن به‌روزرسانی دانشی است که قبلاً تجربه شده است، دانستن به‌خاطر یادآوری است (تئوری یادآوری نامیده می‌شود ) .
مانند تمام یونانیان باستان، افلاطون از روح دفاع می کند که خود یک اصل حرکت و یک منبع حرکت است. اما تکینگی تصور او این است که روح خود را از بدن در یک ویژگی مرتبط متمایز می کند: ما را با خدایان اساطیری برابر می کند و به ما امکان می دهد ایده ها را بشناسیم. افلاطون سه عنصر یا کارکرد را در روح انسان متمایز می کند: عنصر عقلانی ، که در اسطوره کالسکه بالدار توسط کالسکه نشان داده شده است، باوقارترین و والاترین عنصر است. وظايف آن معرفت عقلي و جهت و راهنماي آن دو است. عنصر تندخو (سریع) که با اسب خوب و زیبا نشان داده می شود، نماد قدرت و اراده است که به راحتی هدایت می شود. و عنصر مجرب(بی اعتدال یا سر گرم)، نشان دهنده اسب بد، سخت برای هدایت، که نماد میل نامتعادل و احساسات معقول است. روح به دنبال آزادی خود از بدن است و فلسفه را به عنوان رویکردی عقلانی به جهانی که به طور واقعی به آن تعلق دارد، به کار می گیرد. عنصر عقلانی نفس باید سعی کند که فرد را از خواسته های معقول خود پاک کند و به همین دلیل نقش حاکم بر رفتار انسان را بر عهده دارد.
خلاصه نظریات افلاطون آموزش فسلفه افلاطون به زبان ساده
ثنویت انسان‌شناختی افلاطون با انشعاب رادیکال در انسان مشخص می‌شود: افلاطون با پیروی از آموزه‌های اورفیک اعلام می‌کند که دو اصل در وجود انسان وجود دارد: روح جاودانه ، الهی‌ترین بخش ما، اصل معرفت و اخلاق. و بدن، دلیل جهل و نادانی ماست. افلاطون اندیشه سنتی غربی را آغاز می کند که بدن و احساسات آن مسئول اصلی همه دردها، بدبختی ها و رنج های ما هستند. انسان تنها به این دلیل گناهکار است که بدنی دارد، ایده ای که مخصوصاً برای مسیحیت عزیز است. بنابراین مهم ترین وظایف ما در وهله اول عمل به فضیلت است که اساساً به معنای قربانی کردن امیال بدن است و ثانیاً عمل به فلسفه. هدف از تهذیب اخلاقی است که اجازه دهیم ارواح توسط درستی و راستی هدایت شوند و بدین ترتیب سرنوشت اساسی خود را محقق سازند: کسانی که به فلسفه عمل می کنند و بدین ترتیب جهان ایده ها را می شناسند، به مکان اصلی خود (مسکن الهی)، جایی که قبلاً در آن زندگی می کردند، باز خواهند گشت. برعکس، ناپاکان، کسانی که به هوس های کنترل نشده خود اجازه می دهند بر رفتارشان حاکم شود، باید مورد قضاوت قرار گیرند و محکوم به سرگردانی نامحدود در اشتباه خواهند شد و بدین ترتیب تقصیر خود را در زندگی می پردازند.

5- خلاصه نظریات افلاطون : پیامدهای نظریه عقاید برای اخلاق و سیاست

الف) فضیلت   نظریه عقاید متضمن غلبه بر نسبی گرایی اخلاقی: ایده های عدالت و درستی معیار کاملی برای تشخیص درست از نادرست یا عادلانه از ناعادلانه است. ایده ها خود ارزش هستند. اخلاق افلاطون می کوشد تا دریابد بالاترین حق برای انسان چیست، بالاترین حق برای انسان به دو صورت است : حقی که دستیابی به آن دلالت بر سعادت دارد و با عمل به فضیلت حاصل می شود.زندگی خوب نه تنها با لذت های معتدل و نه با تنها ابزار خرد حاصل می شود، بلکه با آمیزه ای از هر دو، صرفاً به این دلیل که انسان آمیخته ای از حیوان و هوش است. (البته لذت هایی که می توانیم به آن ها تن بدهیم ناب ترین لذت هاست). از نظر فیلسوفان دیگر، اعلی حق بودن افلاطون به معنای تأمل در اندیشه هاست، تفکری که برترین سعادت است. به این معنا، فضیلت، به عنوان روشی برای دستیابی به بالاترین حق، نقشی مشابه به عنوان دیالکتیک، روش دستیابی به جهان معقول، انجام می دهد. ما با عمل به فضیلت به عالی ترین حق و در نتیجه سعادت عالی دست می یابیم. تقواگرایش طبیعی به درستی نفس ما است و چون روح ما دارای سه عنصر است، سه فضیلت خاص وجود خواهد داشت، یکی برای هر یک از آنها: خویشتن داری برای عنصر مستشار: «نظم معین و اعتدال در لذات». قدرت یا شجاعت برای عنصر خشمگین: قدرت به انسان اجازه می دهد از رنج پیشی بگیرد و در صورت لزوم لذت ها را قربانی کند. و خرد یا احتیاط برای عنصر عقلانی که بر کل رفتار انسان حاکم است. فضیلت روح در کل عدالت است، که نظم و هماهنگی را بین آن سه عنصر برقرار می کند و بدیهی است که مهمترین فضیلت است. همراه با این توضیح عملی از فضیلت، افلاطون از نظریه فکری تری که به ویژه با نظریه ایده ها مرتبط است، دفاع می کند: فضیلت عبارت است از شناخت آنچه برای انسان مناسب است یا بهتر، شناخت ایده درستی، و عمدتاً با خرد یکی می شود. یا احتیاط باید به یاد داشته باشیم که ایده‌ها به افلاطون اجازه می‌دهند که از نسبی‌گرایی اخلاقی سوفسطاییان پیشی بگیرد، همانطور که ایده درستی نشان می‌دهد که یک دیدگاه مطلق وجود دارد.
ب) شاه فیلسوف مانند هر یونانی، افلاطون فکر می کند که انسان به طور طبیعی موجودی اجتماعی است. به همین دلیل ایالات (Polis) وجود دارد. فرد می تواند در دولت به نهایت موفقیت خود برسد، اما فقط در یک حالت کامل. افلاطون دولت یا جامعه را به سه طبقه به دنبال سه عنصر روح تقسیم می کند. دولت ارگان بزرگی است با همان مقتضیات مادی و غیر مادی و اهداف اخلاقی انسان. عنصر عقلانی روح را طبقه حاکمانکه فیلسوف هستند نشان می دهد. عنصر خشمگین توسط طبقه اجتماعی سربازان شود. عنصر مزاحم توسط صنعتگران.  فیلسوفان که فضیلت خاص آنها حکمت یا تدبیر است، تنها کسانی هستند که قادر به حکومت هستند. سربازانی که فضیلتشان قدرت است، باید از پولیس دفاع کرده و ایمن نگه دارند. صنعتگران، که فضیلتشان خودکنترلی است، کالاهای مورد نیاز دولت را فراهم می کنند. بنابراین، یک توازی کامل بین انسان شناسی، اخلاق و سیاست حل می شود. سه طبقه اجتماعی مورد نیاز است، اما هر یک از رتبه و منزلت متفاوتی برخوردار هستند. هدف دولت عدالت است: رفاه مشترک همه شهروندان، که تنها در صورتی ممکن است که هر طبقه نقش خود را انجام دهد. افلاطون طبقه اجتماعی رهبران را متمایز می کند: از آنجایی که می توان ایده درستی را شناخت، تنها فیلسوفان طبیعی جامعه را هدایت می کنند که دانش برتر آنها بر آن حکومت می کند. فیلسوفان باید حاکم باشند یا فرمانداران باید فیلسوف باشند. البته فیلسوفان به دنبال منافع خود نیستند، بلکه به دنبال منافع جامعه هستند.
ج) فیلسوفان «کمونیسم افلاطونی» باید به دنبال رفاه عمومی باشند و بنابراین، در تلاش برای جلوگیری از وسوسه ها و مزاحمت های بیهوده،مالکیت خصوصی ندارند؛ هدف اصلی آنها خرد است که آنها را قادر می سازد تا مأموریت حکومتی خود را انجام دهند. سربازان نیز خانواده و اموال خصوصی را قربانی می کنند، فقط صنعتگران مجاز به آنها هستند (هر چند محدود و تحت کنترل دولت). صنعتگران به جز افراد حرفه ای برای وظایف خود نیازی به آموزش ندارند و باید از قدرت های سیاسی اطاعت کنند. در این دولت ایده آل فقط بهترین اقلیت انتخاب شده قدرت دارند. اگرچه طبقات اجتماعی بسته نیستند، تحرک اجتماعی با معیارهای دقیق کنترل می شود. دولت ایده آل افلاطون به وضوح اشرافی یا فئودال است. سرانجام، در کنار این توصیف از جامعه ایده آل، افلاطون اشکال واقعی حکومت را تشریح و ارزیابی می کند: پنج اشکال وجود دارد، اما همه آنها از سلطنت یا اشراف بر اثر فروپاشی پیشرونده می آیند:  دیکتاتوری نظامی .الیگارشی ، دموکراسی و بدتر از همه، استبداد .
منبع خلاصه فلسفه افلاطون : ایرابرود
Categories: آموزشی

0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدمات ایرابرود

تعرفه تبلیغات اینترنتی طراحی سایت و اپلیکیشن رپورتاژ ارتباط با ما

RABROD

Copyright © · All Rights Reserved designed & developed by · irabrod.ir