خلاصه نظریات سقراط را در این مقاله برای شما مهیا کرده ایم. سقراط یکی از زشناخته شده ترین و نامدار ترین متفکران یونان باستان بوده است. که با وجود این که در دوران خود خیلی مورد حمایت و توجه قرار نگرفت ، باور های او راه و مشی خاصی به فلاسفه ی غرب داد و به او عنوان پدر فلسفه ی غرب دادند. به همین علت منظقی است که در مقاله ی فلسفه به زبان ساده ی این هفته کمی به او بپردازیم. در این مقاله صرفا به صورت بی طرفانه نظریات سقراط بیان میشود و قصد هیچ طرفداری یا تخریب این نظریه ها را نداریم.

روانشناسی به زبان ساده : نظریه رشد اخلاقی لورنس کلبرگ

تاریخ به زبان ساده : چگونگی ظهور امپراتوری عثمانی

اساطیر له زبان ساده : رع ایزد مصر

سقراط که بود ؟ با چه سمی مرد ؟ چرا سقراط کشته شد ؟ لقب سقراط چه بود ؟ و آخرین حرف های سقراط چه بود ؟

از زندگی سقراط کمتر کسی اطلاعات کافی دارد چرا که او هیچ چیزی را ننوشت. بلکه دانش او از طریق شاگرد او پلتو که گفت و گو های او را یادداشتم میکرد به دست ما رسیده است. اما این را میدانیم که او قبل از راه علم ، یک سنگ تراش و سرباز بوده است.

سقراط بیان داشته بود هر چه از عشق میدانست از حرف های بانویی به نام دایوتاما بوده است سقراط گفته بود “عشق یک امر فیزیکی یا مقدس نیست بلکه تمایلی است که برد برای چیزی یا کسی دارد. مااند تمال جستن مردم ، هنر ريال موسیقی و… این شد که من به این پی بردم که من عاشق دانش و منطق هستم.

باور ها و خلاصه نظریات سقراط - زندگی ، مرگ ، لقب ، سم و آخرین سخن سقراط

سقراط از بزرگترین مخالفان دموکراسی بوده است و در آتن بار ها در این خصوص دولت آتن را مورد انقاد قرار داده بود و در مقابل اسپارت را ستایش میکرد. (اما همیشه به شهر خود آتن عشق میورزید.) از عقاید سقراط که “دموکراسی در آخر باعث انتخاب دیکتاتور میشود.” و این که او همیشه در راه های آتن مردم را مورد هجوم افکار خود قرار میداد به همین علت به او عنوان mad gadfly یا مزاحم دیوانه داده شد و باعث شد کمی منفور بشود. بعد ها نظریات او در خصوص دموکراسی دشمنان زیادی برای او به وجود آورد. تا این که او محکوم شد که جوانان را فاسد میکند و برای خدایان ارزشی قائل نیست. و حکم اعدام او با سم شوکران صادر شد. آخرین حرف های سقراط این بود “کریتو ما برای یک خروس به آسیپلیوس بدهکاریم ، فراموش نکن تا قرض ما را بپردازی.” این نکته را هم بگوییم که شاگردان او سعی کردند او را از زندان فراری دهند اما سقراط مخالفت کرد و فرار نکرد.

سوال مهم این که چرا باید زندگی کنیم ؟

در ادامه ی خلاصه نظریات سقراط به این موضوع میپردازیم. پیر فلسفه ی یونان باور داشت ،فلسفه نقش مهمی در زندگی فرد دارد. در این باره او سوالی مطرح کرد که به نظر او بسیار با اهمیت بود. این که چرا باید زندگی کنیم ؟ او باور داشت جواب این سوال در فلسفه است. گاها اکثریت مردم به چنین سوالی نمیرسند. و علت آن اسن است که فرد برای پرسیدن این سوال باید خود را بشناسد ، و به علمی در خصوص خود و روح خود برسد. دانشی که بسیار سخت بدست می اید.

در این باره یکی از مهم ترین سخنان سقراط را بیان میکنیم “زندگی که در آن بررسی نشده است ، اهمیت ادامه دادن ندارد”. او باور داشت مهم ترین دانشی که فرد باید به دست بیاورد دانش خودشناسی است. فرد باید خود را بشناسد تا بتواند برای خود ارزش قائل باشد. وگرنه ابدا امکان ندارد ارزشی برای خود قائل باشد. در نتیجه زندگی او صرف دیگران میشود تا خود شخص، و در نتیجه ارزش ادامه دادن ندارد.

در خصوص این که باور سقراز در خصوص شخص یا خود فرد چیست ؟ یا این که فرد پس از خودشناسی به چه موضوعی پی میبرد ، سقراط بیان کرده است که ، فرد آن چیزی نیست که مالک آن است ، یا برابر با بدن خود نیست و نه حتی جایگاه اجتماعی او بیانگر شخص است. او باور داشته که تنها روح فرد برابر با فرد است و این چیزی است که افراد با خودشناسی به آن پی میبرند.

این موضوع را باید بیان کنیم که سقراط و دیگر اندیشمندان یونان پیش از تولد شناخته ترین پیامبران دنیا زندگی میکردند. در نتیجه ممکن است باور آنها در خصوص روح با باور ادیان مخالف باشد. با این وجود برخی باور دارند منظور او دقیقا همان منظور ادیان بوده است . و برخی مخالفان باور دارند منظور او از روح ، تفکرات و شخصیت او است.

اما چرا این دانش در زندگی فرد تاثیر میگذارد و بسیار مهم است ؟

سقراط باور داشت که روح انسان است که کیفیت زندگی او را میسازد.انسان باید از روح خود حفاظت کند. هرچقدر روح قوی تر و زیبا تر باشد ، زندگی زیبا تر و قوی تر خواهد بود.

سقراط بیان کرده بود “من هرگز از فلسفه دست نمیکشم و این موضوع را به هرکه ببینم گوشزد خواهم کرد. که چه انسان های جالبی هستید ، شماها هرگز از جمع آوری ثروت ، افتخار یا عرج و قرب دست نمیکشید ، اما آیا کوچک ترین اهمیتی برای منطق ، راستی یا تکامل روحتان میدهید؟”

باور ها و خلاصه نظریات سقراط - زندگی ، مرگ ، لقب ، سم و آخرین سخن سقراط

خلاصه نظریات سقراط در خصوص خیر و شر چیست  ؟

سقراط باور داشت که پس از خودشناسی که فرد به این پی ببرد برابر با روح خود است ، در مرحله ی بعد باید بداند خیر و شر چیست تا بتواند خیر را برای روح خود جذب کند و شر را از روح خود پاک کند.

غالبا مردم باور دارند که میدانند خیر و شر چیست . اما همی سوال ساده موضوع داغ ترین مباحث در فلسفه بوده و هست. مردم در زمان یونان باستان باور داشتند که ویژگی هایی نظیر ثروت ، لذت ، موقعیت اجتماعی و… همگی خیر هستند و مرگ ، فقر ، طرد شدگی شر هستند. این باور هنوز هم در ذهن اکثریت مردم جهان وجود دارد.

سقراط به شدت از این باور عمومی در خصوص خیر و شر خشمگین بود. او باور داشت که انسان باید به دنبال شادی باشد. ما هر کاری که میکنیم برای به دست آوردن شادی است. و خصایصی را خیر مینامیم که “فکر میکنیم” مارا شاد میکند. و خصایصی را شر مینامیم که فکر میکنیم شادی را از ما میگیرد. به همین علت حتی اگر ثروتی هنگفت ، یا جایگاهی بالا داشته باشیم ، ممکن است غمگین بشیم چرا که به اشتباه عامل شادی خود را تعیین کرده ایم.

در این خصوص سقراط مهم ترین خیر را ارزش بیان کرد. در یونان باستان معنای ارزش ، تکامل اخلاقی بود. یونانیان بزرگترین اخلاق ها را که انسان را ارزشمند میکرد ، شجاعت ، محبت ، عدالت و تدبیر میدانستند. سقراط باور داشت انسان با به دست آوردن ارزش ها شاد خواهد بود. او باور داشت تفاوت فردی که هیچ ارزشی ندارد و  فردی با ارزش در این است که آن کس که هیچ ارزش ندارد ، در تصمیمات خود مواردی مثل سود ، یا حتی موارد حیاتی تری مانند مرگ و زندگی را مد نظر قرار میدهد . اما فردی ارزشمند در تصمیمات خود به این فکر میکند ، که آیا این کار من عادلانه است یا خیر ؟  آیا ارزشمند است ؟

اما چگونه ارزش ها را بدست بیاوریم ؟

سقراط باور داشت برای به دست آوردن ارزش باید به این دانش برسیم که ارزش چیست ؟ یعنی فرد ب اید در طی زندگی خخود همواره به دنبال معنا و طبیعت ارزش ها باشد. زمانی که او به طبیعت ارزش پی ببرد ، به این نتیجه میرسد که خیر واقعی چیست . و در اینجاست که روح خود را با این خیر میآراید و شاد و زیبا زندگی خواهد کرد. یک زندگی با کیفیت .

یعنی به طور خلاصه دانش (پی بردن به خود و ارزش ها) باعث ارزش میشود و ارزش باعث شادی.

پس چرا با وجود این اکثریت مردم به سمت شر کشیده میشوند ؟

در پایان مقاله خلاصه نظریات سقراط به این سوال پاسخ میدهیم . سقراط باور داشت که اعمال شر از سرکشی الهام میگیرند . یک فرد به صورت آگاهانه و عمدی کار شر نمیکند. او باور داشت که فرد از این که ارزش واقعی جیست سرکشی میکند وسرباز میزند. در نتیجه ارزش های اشتباه و شری برای خود تعیین میکند. و این باعث میشود که او کار شر خود را توجیه کند و به آن آگاه نباشد.

برای مثال یک دزد را تصور کنید. او قبول نمیکند که ارزش واقعی شادی است. او باور دارد که ارزش ثروت است. و برای این که به ارزش خود برسد باور دارد “من این پول را بدزدم ثروتمند و شاد میشوم” یعنی او از پی بردن به حقیقت سرکشی میکند و ناآگاهانه کار شر میکند. این شد که سقراط یکی از طلایی ترین جملات خود را بیان کرد “این که فرد از بی عدالتی رنج بکشد به مراتب بهتر است از این که دست به بی عدالتی بزند” چرا که این بی عدالتی که انجام میدهد شر است و روح او را می آلاید و باعث میشود از ارزش واقعی فاصله بگیرد.

باور ها و خلاصه نظریات سقراط - زندگی ، مرگ ، لقب ، سم و آخرین سخن سقراط

نقات قوت

در خصوص اخلاقیات ، معنا ها و پاسخ به سوالاتی اساسی مانند علت ها و چراهای زندگی بشر هنوز دیدگاه سقراط بسیار قابل احترام و منسجم است. دیدگاه او در خو خیر و شر با وجود سادگی یکی از قابل قبول ترین دیدگاه ها در فلسفه است.

سقراط به قدری در علم فلسفه پیشرفت ایجاد کرد ، که با وجود این که پیش از او نیز فلاسفه ی قدرتمندی وجود داشتند او را پدر علم فلسفه ی غرب میدانند.

نقاط ضعف

سقراط هیچگاه ادعای دانستن چیزی نداشت و باور داشت یکی از قوانین دانش این است که بدانیم که نمیدانیم. اما با وجود این که او ادعاهای بسیار منطقی در خصوص انسان و اخلاقیات داشته است. نظریات او در خصوص سیاست ، کمتر مورد تمجید قرار گرفته است.

 

دیدگاه های مخالف

نکته ی طنزی در خصوص سقراط وجود دارد ، و آن این که با وجود این که پدر علم فلسفه ی غرب است ، عقاید او با بسیاری از فلاسفه ی غرب همخوانی ندارد.

میتوان در این خصوص به پایدار ماندن انسان به یک سری ارزش خاص یا مخالفت با دموکراسی(مخالفت با بنیان دموکراسی و نه یک رژیم خاص) اشاره کرد.

دیدگاه های موافق

با وجود مخالفت های اندک ، با این وجود سقراط در فلسفه ی غرب تاثیر و نفوذ زیادی داشته است. و تقریبا در عقاید هر فیلسوف غربی اثری از سقراط مشاهده میشود.

همچنین نوشته های پلتو در خصوص گفت و گو های سقراط بعد ها به دست متفکران مسلمان می افتد ، و مانند بسیاری از دیگر فلاسفه یونان تاثیر بسزایی در اندیشه ی آنان می گذارد.

همچنین در میان فلاسفه ی شرق دور نیز هماهنگی بسیار کوچکی با سقراط مشاهده میشود. به عنوان مثال کنفوسیوس معتقد بود انسان باید به ارزش ها و سنت های خود کاملا مقید باشد. که کمی با نظریه ی ارزش های سقراط هماهنگی دارد.


0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدمات ایرابرود

تعرفه تبلیغات اینترنتی طراحی سایت و اپلیکیشن رپورتاژ ارتباط با ما

RABROD

Copyright © · All Rights Reserved designed & developed by · irabrod.ir