خلاصه نظریات فارابی را در این مقاله ی فلسفه به زبان ساده بررسی میکنیم. امیدواریم که بتوانیم هر چه بیشتر نظریات این فیلسوف ایرانی را برای شما تفسیر کنیم. در این مقاله صرفا به صورت بی طرفانه نظریه های فارابی بیان میشود و قصد هیچ طرفداری یا تخریب این نظریه ها را نداریم.

تاریخ به زبان ساده : آیا کوروش بزرگ پیامبر بود؟

اساطیر به زبان ساده : خوان اول شاهنامه که بود ؟

روانشناسی به زبان ساده : رفتارگرایی واتسون و آزمایش آلبرت کوچک

زندگی پیش از شهرت

در خصوص زندگی فارابی در دوران قبل از استادی در علوم مختلف ، به جز چند جمله استناد معتبری وجود ندارد. از جمله این ها گفته میشود او در ابتدا نگهبان باغی بوده است ، سپس در بغداد به شاگردی اساتید بزرگ فلسفه میرود. پس از دوره ای آوازه ی او به عنوان فیلسوف و دانشمند در جهان اسلام میپیچد و شاشگردان بسیاری پیدا میکند.

به دید ما نویسندگان سایت ایرابرود ، دید این که آیا فارابی ترک ، عرب یا فارس بوده است ، برای یک اندیشمند دید اشتباهی است. چرا که انسان از یک روح و ماده تشکیل شده است و تمایز ایجاد کردن بین آنها از هر لحاظی امری نادرست است حتی نژاد ، اما در اکثریت منابع معتبر فارابی یک ایرانی یا فارس معرفی شده است که از نژاد مادری به سغدیان میرسد.

خلاصه نظریات ابونصر فارابی

به چه علت فارابی در دنیای فلسفه جایگاه مهمی دارد ؟ او چه نظریاتی داشت ؟

فارابی به نوعی تلاش میکرد ارتباطی میان فلسفه اسلامی و فلسفه ارسطو و افلاطون بیابد ، او در کل به فلسفه ی نو-افلاطونی تعلق دارد ، اما در خصوص علوم طبیعی و منطق به ارسطو گرایش داشت و در خوص علوم سیاسی و ماوراطبیعت به افلاطون. تلاش کلی فارابی به این صورت بود که شرحی توحیدی و ادیانی برای دیدگاه این دو اندیشمند بیابد.

فارابی شرح های بی نظیری برای نظریات ارسطو بیان کرده است که به همین علت به معلم ثانی معروف شده است. شرح های او از نظریات ارسو حتی خارج از جهان اسلام اهمیت بالایی دارد.

ارتباط خدا و منطق

به دید فارابی خدا هر چیزی هست که وجود دارد ، او باور داشت که دین و فلسفه بسیار به یکدیگر مربوط اند ، تنها از نقطه نظر های مختلفی واقعیت ها را توصیف میکنند. او باور داشت که یک فرد عالی ، کسی است که با کسب دانش و علوم ارزشی برای خود تعیین کرده است. این موضوع شاید به نظر عجیب برسد چرا که به باور عموم ، خصوصیات مانند فداکاری و خیرخواهی ارزش محسوب میشوند و نه کسب دانش ، اما فارابی ادعا داشت که این ها بسیار به هم مرتبط اند و ریشه در روح انسان دارند. برای مثال فردی که بیشتر و بیشتر از طبیعت انسان دانش کسب کند ، به حقارت انسان در برابر جهان خلقت پی میبرد ، به همین علت فروتنی در او ایجاد میشود .

علاقه به کسب دانش در فطرت انسان وجود دارد. اگر فردی درون یک جهان ناشناخته باشد به طور ناخودآگاه علاقه دارد آن را بشناسد ، به همین علت ارزش های اخلاقی از کسب دانش به دست می آیند و همه ی آنها در روح ریشه دارد ، این به نوعی اثباتی برای ادعای او مبنی بر ارتباط دین و فلسفه وجود دارد.

خلاصه نظریات فارابی - فارابی که بود و چه جایگاهی در فلسفه دارد

مدل دایره وار جهان هستی برپایه موجودیت جهان هستی و چگونگی آفرینش

فارابی مدلی از هستی ارائه داد که در آن دنیا به چند دایره مرتبط تقسیم شده است ، اولین و بزرگترین آنها بهشت است. و دایره های بعدی و داخلی تر به ترتیب سیارات هستی مانند زحل ، مشتری ، مریخ و در آخر ماه هست. سپس درونی ترین دایره ، مادیات و زمین است. او بر این باور بود که تمام این دایره ها با تجلی خداوند به وجود آمد ، به نوعی با تجلی هر کدام از دایره های بیرونی ، دایره های درونی تر به وجود آمد. او مبنای تجلی خداوند را اندیشه میدانست. او باور داشت که خداوند با تفکر-نفس ذات خود تجلی کرد و سلسله مراتب این تجلی و تجلی های بعدی دایره های هستی و دنیا را به وجود آورد به نوعی به دید او آفرینش بر پایه برنامه ریزی نبوده است  ، امری که بعد ها مخالفت عده ی زیادی از مسلمانان عصر خود و عصور بعدی علل خصوص امام محمد غزالی  به دنبال داشت. این بحث به دو جبهه های مختلف فلسفی مسلمانان باز میگردد یعنی جبهه منظق-گرایان ، و احساس-گرایان که در مقالات بعدی به آن میپردازیم.

خلاصه نظریات فارابی : معرفت و فرجام از دید فارابی

در دید فارابی در هر دیدگاه او انسان جلوه ای خاص دارد ، چرا که موجودی میان دنیای مادی و معنوی محسوب میشود. آنها در یک بدن مادی زندگی میکنند که آنها را در دنیای مادی گرفتار کرده و روحی معنوی دارند که آنها را به دنیای معنوی اتصال میدهد. و هر کدام از این موجودیت ها میل خاص خود را به کمال دارند. کمالی که ریشه در خالق آنها خداوند متعال دارد.

فارابی دانش را به چهار دسته تقسیم کرده است ، بالقوه ، اکتسابی ، واقعی و عامل. سه دانش اول دانش انسانی و دانش چهارم ریشه در لایه ی بعدی یعنی ماه دارد. دانش پتانسیل این قدرت را در بشر ایجاد کرده است که فکر کند. دانش واقعی ، دانشی است که درگیر فکر کردن میشود. یعنی برداشت شخصی افراد که تصور آنها را با فکر کردن از جهان اطراف ساخته است.

او باور دارد دانش عامل است که به ما اجازه ی فکر ک ردن داده است ، مانند خورشید که با درخشش خود اجازه میدهد اشیا را ببینیم ، دانش عامل ، اجازه میدهد که فکر کنیم. این ایده تصادفات را نهی میکند و این باور را به وجود می آورد که کل از جزء بزرگ تر است.

انسان با تفکر کردن از پتانسیل وارد فاز واقعی میشود. یعنی به قول ارسطو ، با فکر کردن به آنچه فکر میکنیم تبدیل میشویم. و با تفکر به مرور قدم های کمال را طی میکنیم.

به نظر می رسد که انسان در این مدل از جهان فارابی جایی برای اختیار ندارد. اما این دست انسان است که ارزش دانشتن را معیار خود قرار دهد یا خیر. آدمی میتواند از پلکان ترقی بالا برود ، یا اصلا به خود زحمتی ندهد.

خلاصه نظریات فارابی - فارابی که بود و چه جایگاهی در فلسفه دارد

اخلاق و سیاست

در ادامه ی خلاصه نظریات فارابی را در خصوص اخلاق و ساست بررسی میکنیم . از دید فارابی یک جامعه ی ایده آل آن است که به سمت شادی واقعی حرکت میکند. و در این راه اندیشمندان باید از هرگونه وسیله ای برای آگاه ساختن مردم استفاده کنند. او باور داشت رابطه ی یک اندیشمند در قبال جامعه مانند طبیب در مقابل بدن است. اندیشمندان باید با شفا دادن روح مردم ، در جامعه ارزش ایجاد کنند ، عدالت ایجاد کنند و مردم را به سمت شادی واقعی هدایت کنند.

او باور داشت چنین جامعه ای کمتر پیدا میشود و نیازمند وقایع تاریخی نادری است ، تا در مردم چنین آگاهی را ایجاد کند. او باور داشت جامعه های شوم به سه دسته تقسیم میشوند : سرکش ، پلید و گمراه. سرکش ها به هر دلیلی از درک واقعیت های علت وجود انسان سرباز میزنند. پلید ها از ایجاد شادی در یکدیگر جلوگیری میکنند و گمراه ها هدفی دیگر به جای شادی واقعی برای مردم تعیین کرده اند که از جمله آنها میتوان به ثروت یا قدرت یا شهوت اشاره کرد.

نقات قوت

در دورانی که به تازگی فلسفه در حال جان گرفتن دوباره بود ، فارابی شروعی قدرتمند محسوب میشد. شرح های او از نظریات ارسطو تا قرن ها بعد در سرتاسر جهان مطالعه شد. و به قدری در این زمینه موفق بود که او را “معلم ثانی” میخواندند و ابن سینا بیان داشت “در مطالعه ی اول من از نوشته های ارسطو مطالب زیادی درک نکردم ، اما مطالعه متون فارابی آن را برای من روشن کرد”

ارتباط دادن توحید و دین به فلسفه امری راحت نیست اما او اثبات های قابل توجهی برای این امر ارائه داده است.

نقاط ضعف

کمتر میتوان جنبه ی اختیار انسان را در متون فارابی مشاهده کرد. به نوعی دیدگاه او چه از لحاظ سیاست و اخلاقیات چه از لحاظ موجودیت و معنویت حالتی سیتماتیک داشت ، که انسان در آن صرفا حق انتخاب داشت و نه اختیار.

خلاصه نظریات فارابی - فارابی که بود و چه جایگاهی در فلسفه دارد

دیدگاه های مخالف

حال که خلاصه نظریات فارابی را مطالعه کردیم ، وقت آن است که مخالفان و موافقان او را بررسی کنیم . فارابی با توصیف خداوند به صورت موجودیتی صرفا معنوی مخالف بود و باور داشته خدا همه چیز است. به همین علت نظریات او با نظریات افرادی مانند ابویوسف کندی در تضاد است ، و در اینجا طنز جالبی وجود دارد که هردوی آنها از طریقت ارسطو الهام گرفته اند.

احساس-گرایان و تسلیم شدگان فلسفه اسلامی تضاد کاملی با افکار و نظریات فارابی دارند ، به نگاه این افراد هرچه که در اسلام و قرآن گفته شده است باید عینا اجرا شود و نباید در آنها تامل یا تفکر کرد. از جمله بزرگترین اندیشمندان این طریقت که حملات سختی به منطق-گرایان داشت ، میتوان به امام محمد غزالی اشاره کرد.

دیدگاه های موافق

تقریبا میتوان گفت که فارابی بنیانگزار طریقت منطق-گرایان اسلام بوده است. به همین علت شباهت های زیادی میتوان بین دیدگاه او با برخی شعرای پارسی زبان مانند فردوسی و… پیدا کرد. همچنین از دیگر دیدگاه های فلسفی منطق-گرا ابن سینا بوده است که فارابی را استاد خود میدانست .

دیدگاه فارابی بسیار به افکار ارسطو و افلاطون نزدیک است و مانند اکثریت فلاسفه ی دوران طلایی اسلام ادامه دهنده ی طریقت آنها محسوب میشود.

نظر فارابی در خصوص سلسله مراتبی بودن جهان میتواند شباهت هایی با برخی فلاسفه ی شرق دور داشته باشد.


0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدمات ایرابرود

تعرفه تبلیغات اینترنتی طراحی سایت و اپلیکیشن رپورتاژ ارتباط با ما

RABROD

Copyright © · All Rights Reserved designed & developed by · irabrod.ir