نفرین دمتر بر اریسیکتون - نفرین لیموس یا گرسنگی ابدی بری قطع درختان اساطیر یونان

اساطیر یونان و روم : نفرین دمتر بر اریسیکتون – نفرین لیموس یا گرسنگی ابدی

آموزشی

نفرین دمتر بر اریسیکتون یا نفرین گرسنگی ابدی را در این مقاله ی اساطیر به زبان ساده بررسی مکینم. دمتر ایزد کشاورزی و باروری در یونان بوده است. مراسم و ستایش او به گونه ای انجام میشد که مردم در جنگل ها و مراتع محسوب به او جمع میشدند و هدایا و پیشکش های خود را در اطراف درخت هایی محسوب به او قرار میدادند. که معمولا کهن ترین و بارورترین درخت ها انتخاب میشد.

اریسیکتون که بود ؟

اریسیکتون ، در دوران خود پادشاه شهر تسالی یونان بوده است. که گاهی به او با نام آتون یا درخشان و نورانی اشاره میشد. در اساطیر اشاره شده است که او یا پسر تریوپاس بوده است یا  پسر میرمیدون . اریسیکتون بعد ها دستور میدهد که تمام درخت های یکی از جنگل های دمتر بریده شود. چرا که او قصد داشت که قصری جدید برپا کند. از خصوصیات اریسیکتون بیان شده است که او به خدایان احترام نمیگذاشته است و بسیار حریص بوده است. چوب بر ها به دستور او عمل میکنند و شروع به بریدن درخت ها میکنند. اما از بریدن یک درخت بلوط طفره میروند. درختی که در اطراف آن هدایای دمتر بود.

نفرین دمتر بر اریسیکتون - نفرین لیموس یا گرسنگی ابدی بری قطع درختان

نفرین اریسیکتون توسط دمتر – نفرین دمتر

اریسیکتون دستور میدهد که آن درخت را هم ببرند ، اما چوب بر ها از این دستور سرباز میزنند چرا که طبق باور ها درایاد ها ، موجوداتی اساطیری مانند حوری یا الف یا ارواح جنگلی ، در درخت های دمتر زندگی میکنند. اما اریسیکتون تبر یکی از افراد را میگیرد و خود شروع به ضربه زدن به درخت بلوط میکند. با ضربات اریسیکتون خون به بیرون از درخت میریخت. و در این حین درایاد درون درخت دمتر کشته شد. اما در حین مرگ ، آن درایاد اریسیکتون را نفرین کرد.

برخی دیگر بیان بیان کرده اند که هنگام ضربه زدن به درخت ، زنی ناشناس اریسیکتون را تهدید میکند که چطور جرئت میکند که به درخت های دمتر آسیب برساند. اما اریسیکتون جواب میدهد که این درخت ها در ناحیه ی مملکت من است و از آن من است. سپس با ضربه به درخت از آن خون بیرون میریزد و زمانی که درخت بریده شد ، به شکل جنازه ی یک درایاد در می آید. و پس از این آن زن شنل خود را کنار میزند و مشخص میشود صورت ایزد دمتر در ورای آن شنل پنهان شده بود.

پس از این حوادث ، دمتر نفرین درایاد را عملی میکند و از روح گرسنگی ابدی ، یعنی لیموس ، درخواست میکند که در شکم اریسیکتون قرار گیرد. که هرچه اریسیکتون بیشتر غذا بخورد ، گرسنگی او بیشتر شود. اریسیکتون پا به فرار میگذارد. زمانی که به قصر میرسد ، درخواست غذا میکند ، و طوری یک مرغ را میخورد گویا سال ها بوده است که غذا نخورده بود. سپس درخواست غذای بیشتر میکند و یک خوک کامل را میخورد.و از خستگی به خواب میرود. او شیطانی میبیند ، که به سمت شکم او حمله ور میشود ، سپس اریسیکتون با گرسنگی زیاد و ترس از خواب بیدار میشود و درخواست غذای زیاد میکند. او تمام غذای موجود در قصر را میخورد اما باز احساس گرسنگی شدید میکند ، سپس پس از چند روز او تمام ثروت و دارایی خود را صرف خرید غذا میکند. اما باز هم احساس گرسنگی میکند. سپس او از تخت سلطنت به گدایی میرسد و در کچه های شهر غذا و پول گدایی میکند.

دختر او سعی میکند به او کمک کند ، اما اریسیکتون دختر خود را به عنوان برده میفروشد تا بتواند غذا بخرد. دختر او مسترا در بند بردگی از عاشق پیشین خویش پوسایدون یعنی خدای آب درخواست میکند که او را آزاد کند ، و پوسایدون به او قدرت تغییر ظاهر را اعطا میکند. تا بتواند به صورت یک الاغ از بند فرار کند. او هر بار سعی میکند پدر خود را پیدا کند و کمک کند ، اما هر بار اریسیکتون او را میفروشد تا غذا به دست آورد. سرانجام دختر او به فرم الاغ به سمت پدر میرود. و پدر او دختر خود را در ورای ظاهر الاغ میشناسد ، اما گرسنگی بر او غلبه میکند و آن الاغ را زنده میخورد ، پوسایدون از عاقبت آن دختر ناراحت میشود و او را به فرم یک پروانه آزاد میکند و دختر او دیگر سمت پدر خود نمیرود.

اریسیکتون بعد ها به همان جنگل اول میرود . جایی که هیچ اثری از درخت های دوران قبل نبود. و از دمتر درخواست بخشش میکند ، اما ایزد التماس او را نادیده میگیرد. تا این که اریسیکتون به گوشت و بدن خود حمله ور میشود و تکه های بدن خود را به عنوان غذا میخورد. تا این که طی یک شب تا صبح دیگر اثری از او روی زمین نمی ماند.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید