آزمایش زندان استنفورد – روانشناسی به زبان ساده

آزمایش زندان استنفورد موضوع روانشناسی امروز است . یکی از بدنام ترین آزمایش های تاریخ بر روی انسان آزمایش زندان استنفورد نام دارد. تقریبا در تمام کتاب های روانشناسی به این موضوع اشاره شده است. تمام انها از این آزمایش به عنوان یکی از تحقیقات غیراخلاقی بشر یاد میکنند.

فلسفه به زبان ساده – خلاصه نظریات نیچه و رابطه ی او با زرتشت و هیتلر

تاریخ به زبان ساده – چرا هخامنشیان از یونانیان شکست خوردند

اساطیر به زبان ساده – رگناروک چیست ؟ و ثور خدای رعد چگونه میمیرد

اهداف و شرایط آزمایش

ماجرا از دستگیری 12 مرد حوان در کالیفرنیا آغاز میشود. سپس تمام آنها به یک مانسیون در زیر دانشگاه استنفورد انتقال یافته و زندانی میشوند.تحقیقات توسط پروفسور روانشناسی دانشگاه استنفورد یعنی دکتر فیلیپ زیمباردو مدیریت میشود.

هدف تحقیق در خصوص روانشناسی زندگی زندانیان بوده است. در این تحقیق 25 داوطلب ، 12 نگهبان و 12 زندانی وجود داشت. که همه توافق کردند که دو هفته ی آتی را برای شبیه سازی زندگی زندانیان در زندان استنفورد سپری کنند.

زندانیان بدون لباس و عریان نگهداشته میشدند. به آنها غل و زنجیر وصل کرده بودند و تنها با شماره ی شناسایی آنها را فرا میخواندند.

اصلی ترین مورد بررسی آزمایش زندان استنفورد نگهبانان بودند .نگهبانان در یک کلمه وظیفه داشتند نشان دهند که چه کسی رئیس هست. چهره آنها با عینک هایی بزرگ پوشیده شده بود.که کم کم تمام آنها به زندگی جدید خو گرفتند و از هر ابزاری برای نمایش قدرت خود استفاده کردند ، مثل محدود کردن خوراک و دستشویی زندانیان. هر چه قدر تنش بیشتر میشد ، متد های نگهبانان بی رحمانه تر میشد.

محققان مایل نبودند که نگهبانان احساس کنند که بخشی از آزمایش هستند. بلکه میخواستند باور کنند که نگهبانان وظیفه دارند که زندانیانی را که عضوی از آزمایش هستند را کنترل کنند تا به نتایج مطلوب برسند. به نگهبانان به صورت صریح دستور داده شده بود که به زندانیان فشار بیاورند. این امر باعث به وجود آمدن به اصطلاح خصایص تقاضا ” demand characteristic ” در آنها شد. این خصایص زمانی در فرد القا میشود که به از او تقاضا شود که رفتار و خصایصی غیر از رفتار و خصایص نرمال خود را داشته باشند. این امر به خوبی در نوار های ضبط شده قابل مشاهده است. چرا که از نگهبانانی که به اندازه ی کافی خشن نبوده اند ، درخواست میشود که بیرحمانه تر رفتار کنند. خشن بودن نگهبانان توسط دیگر نگهبانان نظارت میشد و در صورت لزوم به آنها گوشزد میشد. چرا که باید اتمسفر یک زندان ایجاد میشد. چنین اتمسفری به شدت وابسته ی رفتار نگهبانان آن است.

تنها طی 6 روز انقدر اوضاع از کنترل خارج میشود که تمام تحقیقات دو هفته ای متوقف میشود. اگرچه خشونت این تحقیقات مثال زدنی بوده است ، اما نتایجی که زیمباردو از تحقیقات کسب میکند، امروزه در دروس روانشناسی تدریس میشود و در دفاعیه مجرمان در دادگاه استفاده میشود.

آزمایش زندان استنفورد - روانشناسی به زبان ساده

نتایج

تحقیقات در تلاش بوده است که به یک سوال پاسخ دهد ، ” آیا شرارت توسط اتمسفر و محیط ایجاد میشود ، یا توسط شخصیت هایی که در آن محیط قرار دارند ؟ ” پاسخ زیمباردو بسیار ناراحت کننده بود.

زمانی که فردی احساس ناشناس بودن دارد (مانند عینکی که نگهبانان استنفورد در چهره داشتند.) و قدرت هتک حرمت و بی احترامی و سواستفاده از دیگران را داشته باشد ، شرور میشوند.و زمانی که به فرد قدرت داده میشود ، سواستفاده به سادگی میتواند رخ دهد.

از دیگر نتایج تحقیقات نتیجه ی مثبت ” خصایص تقاضا در خصوص بیرحم بودن ” بود. یعنی زمانی که از افرادی معمولی خواسته میشود بیرحم باشند ، آنها تلاش میکنند که حداقل برای مدتی کوتاه این در امر بیرحمانه تر رفتار کنند.

تحقیقات هنوز هم در حال مطالعه است که چطور تنش وشرارت در میان افرادی معمولی میتواند در مدتی کوتاه افزایش یابد.

نقاط ضعف و قوت آزمایش زندان استنفورد

نقاط ضعف

آزمایش به نوعی نقص داشت. چرا که فرض آزمایش برروی چگونگی ایجاد شرارت و تنش و … در روحیه ی افراد معمولی در زمان کوتاه بود. اما این افراد معمولی نبودند. چرا که در اعلامیه ی استخدام افراد برای انجام یک آزمایش روانشناسی نوشته شده بود “شبیه سازی سبک زندگی در زندان” این میتوانست افرادی را جلب کند که در آن ها تمایل و رغبت به ایفای نقش نگهبان و بی رحمی وجود داشته است.

خصایص تقاضا میتواند این آزمایش را از رفتار طبیعی خارج کند. البته دکتر زیمباردو اعتقاد داشت که این امر تاثیر خیلی کمی در نتیجه ی آزمایش داشته است.

نقاط قوت

آزمایش برای ایجاد تنش و شرارت ویژگی هایی را فراهم کرده بود که برای دستیابی به نتیجه ی مطلوب بازم بوده است. یعنی برای ایجاد تنش ، و شرارت و سواستفاده از قدرت ، باید تمایز و گروهبندی افراد صورت میگرفت ، که بین این دو گروه ظالم و مظلوم دشمنی وجود میداشت. و این که باید ظالم یک مجموعه امتیاز هایی نسبت به مظلوم میداشته است و دیگر این که هویت مظلوم باید نابود میشد(استفاده از شماره زندانیان).

برای این که یک فرد هرچه بیشتر بدرفتاری و شرارت به خرج دهد باید ناشناس باشد و مطمئن باشد بعد به خاطر این ها توسط دیگران بازخواست نمیشود. و جلوه ی خود را در میان آشنایان حفظ میکند. همین امر باعث میشود فردی با کمترین انتظارات به یک دیو بی رحم تبدیل شود. امروزه به خوبی ا ین امر را در نظام های تروریستی و …میبینیم. این خشونت زمانی تشدید میابد که حتی هم تیمی های فرد هم آن را نشناسند. یعنی اگر نگهبانان مطمئن باشند که حتی دیگر نگهبانان نیز نمیتوانند هویت آنها را آشکار کنند. به نهایت بی حمی میرسند.


0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدمات ایرابرود

تعرفه تبلیغات اینترنتی طراحی سایت و اپلیکیشن رپورتاژ ارتباط با ما

RABROD

Copyright © · All Rights Reserved designed & developed by · irabrod.ir