غرل شماره 184 حافظ – دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند – آسمان بار امانت نتوانست کشید : بدون شک حضرت حافظ از گران قدر ترین شاعران فارسی زبان کشور ماست. آدمی هرگز از گوش سپردن به واژه های دُر مانند اشعار حضرت حافظ سیر نمیشود. در این مقاله یکی از به یاد ماندنی ترین و زیبا ترین و گوش نواز ترین اشعار زیبای این شاعر بزرگ را برای شما علاقه مندان ادبیات فارسی تدارک دیده ایم. یعنی غزل شماره 184. به درخواست مکرر شما عزیزان ، تصمیم گرفتیم عکس شعر نوشته های تهیه شده سایتمان را هم در زیر تصاویر برای علاقه مندان قرار دهیم که به رایگان دانلود کنند.

متن شعر آسمان بار امانت نتوانست کشید – غزل شماره 184 حافظ

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند               گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت               با من راه نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید               قرعهٔ کار به نام من دیوانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه               چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد               صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع               آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب               تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

 

عکس شعر نوشته ی غزل شماره 184 دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

عکس نوشته آسمان بار امانت نتوانست کشید

 

 

اساطیر و خدایان مصر باستان : آکر ایزد افق های مصر – شیری که پلی میان برزخ و دنیاست

دو گرگی که ماه و خورشید را می بلعند – ماجرای اسکول و هاتی

طرز تهیه میگو ماسالای سرخ شده – دستور پخت – میزان کالری

10 اتفاقاتی که در انیمیشن سیمپسون ها پیشبینی شد قسمت اول – حقایق جالب ایرابرود

هری پاتر چند قسمت دارد – به ترتیب چند کتاب دارد و نام آنها و نویسنده چیست چند فیلم


0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدمات ایرابرود

تعرفه تبلیغات اینترنتی طراحی سایت و اپلیکیشن رپورتاژ ارتباط با ما

RABROD

Copyright © · All Rights Reserved designed & developed by · irabrod.ir