شعر پیغام ماهی ها اثر سهراب سپهری رفته بودم سر حوض تا ببينم شايد، عكس تنهايي خود را در آب، آب در حوض نبود. ماهيان مي‌گفتند: هيچ تقصير درختان نيست. ظهر دم‌ كرده‌ی تابستان بود،  پسر روشن آب، لب پاشويه نشست و عقاب خورشيد، آمد او را به هوا برد كه برد. به ‌درك راه نبرديم به اكسيژن آب!  برق از پولك ما رفت كه رفت. ولي آن نور درشت، عكس آن ميخك قرمز در آب كه اگر باد مي آمد دل او، پشت چين‌هاي تغافل مي ‌زد، چشم ما بود. روزني بود به اقرار بهشت. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت كن و بگو ماهي‌ها حوضشان بي‌آب است. باد مي رفت به سر وقت چنار. من به سر وقت خدا مي رفتم

شعر پیغام ماهی ها اثر سهراب سپهری ، پیغام ماهی ها از اشعار زیبای زنده یاد سپهری

هنر

شعر پیغام ماهی ها اثر سهراب سپهری شاعر و نقاش پر ذوق و احساس کشورمان را برای شما در این مقاله ارائه میدهیم. باشد که باعث خرسندی روح آن بزرگوار و استواری زبان فارسی شویم. و یاری کوچکی برای فرهنگ و هنر کشور عزیزمان محسوب شویم.

شعر پیغام ماهی ها اثر سهراب سپهری

رفته بودم سر حوض

تا ببينم شايد، عكس تنهايي خود را در آب،

آب در حوض نبود.

ماهيان مي‌گفتند:

هيچ تقصير درختان نيست.

ظهر دم‌ كرده‌ی تابستان بود، 

پسر روشن آب، لب پاشويه نشست

و عقاب خورشيد، آمد او را به هوا برد كه برد.

به ‌درك راه نبرديم به اكسيژن آب! 

برق از پولك ما رفت كه رفت.

ولي آن نور درشت،

عكس آن ميخك قرمز در آب

كه اگر باد مي آمد دل او، پشت چين‌هاي تغافل مي ‌زد،

چشم ما بود.

روزني بود به اقرار بهشت.

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت كن

و بگو ماهي‌ها حوضشان بي‌آب است.

باد مي رفت به سر وقت چنار.

من به سر وقت خدا مي رفتم

 

زنده یاد ، سهراب سپهری

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید